دیروز بود که یکی از سروده هایم را در گروه تلگرامی فرهیختگان علوم انسانی که کثیری از مشاهیر علوم انسانی ایران در آن حضور دارند گذاشتم. یکی از اعضاء، در پرسشی خطاب به حقیر نوشت:

«ببخشید منظورتان دقیقا از این تعبیر چیست:

ای مرد سراپا زن؟!!!

و معنای محصل اشعارتان در میانه بحثهای علمی کمی روشن و شفاف بیان کنید.»

در پاسخ  این گونه نوشتم:

«قبل از شرح چیستی " مرد سراپازن" لازم است به بحث آنیما( عنصر مادینه مرد) و آنیموس(عنصر نرینه زن) در روان شناسی یونگ بپردازم. البته به اقتضای پرسش شما از بحث عنصر نرینه در زن درمیگذرم.

 

به نظر یونگ، انکشاف و پیشرفت عنصر مادینه در وجود مرد، چهار مرحله دارد:

 

1. حوا: مرد در این مرحله روابطی غریزی دارد.

2. هلن: هلن در داستان تروا که گرچه شخصیتی افسانه‌ ای و زیبا دارد، اما عناصر جنسی همچنان وجه غالب آن است.

3. مریم مقدس: مرحله‌ای که در آن عنصر مادینه، عشق (Eros) را تا به مقام پارسایی فرامی برد.

4. خرد یا سوفیا: این مرحله حتی از پارسایی و خلوص نیز فراتر می‌ رود. انکشاف روانی مرد امروزی به ‌ندرت به این مرحله می‌رسد.

شنیدن نیز به تعبیر بنده نوعی پذیرشگری و انعطاف است، نوعی انفعال مثبت که هایدگر در تفسیر "اراده قدرت" نیچه ارائه می دهد؛ اراده قدرت به مثابه انفعال. هایدگر برای ایضاح مدعای خود، از تفاوت میان "عشق" و "دلباختگی" سخن می گوید: عشق با برنامه ریزی و هوشمندی عمل می کند؛ درست همانند نقطه مقابل آن یعنی نفرت؛ عشق همچون نفرت نگاهی گیز و خیره-به تعبیر فوکویی_ به سوژه خود می افکند، اما دلباختگی، باختن است، رهاشدن خود است و نه حتی رهاکردن خود؛ غیرارادی و بی برنامه است.

شنیدن از این حیث زنانه است؛ به تعبیر دقیق, صورت مثالی آن زنانه است. همچنانکه در روزمره می بینیم مردان، دیداری و چشمی هستند و زنان گوشی و شنیداری. البته هر دو جنس هردو ویژگی مزبور را دارند. پس صرفا تاکید روی بعد قویتر و مثالی است.

 شنیدن خصلتی است که بی اراده تر از دیدن رخ می دهد. هایدگر نیز از شنیدن " آوای هستی " سخن می گوید. به نظر او حقیقت از طریق شنیدن منکشف می شود و خودرا می نمایاند تا از طریق دیدن.

 

روی این ملحوظات، مرد سراپا زن یا شنیداری که نگاه چشمی و فیزیکی به زن ندارد، مردی است که نیوشیدن یا شنیدن، نوشیدن بی اختیار اوست و دلباخته می شود. این مقارن است با اراده قدرت نیچه و اینکه می توان اراده قدرت را در همین زمین و زمینه نشاند. نیچه خود نیز می گوید: «اراده قدرت، توان گرفتن نیست، توان دادن و بخشیدن است»

افزون بر آنچه گفته شد، مردسراپازن، از مرحله حوا و هلن فرارفته است و در مرحله مریم مقدس و سوفیا حضور دارد.»